بستر لوله (Pipe Bedding)
لایهای از مصالح مناسب در کف ترانشه که بهمنظور توزیع یکنواخت بار و جلوگیری از آسیب به لوله اجرا میشود.
بستر ماسهای (Sand Bedding)
نوعی بستر متشکل از ماسه دانهبندیشده که برای حفاظت از پوشش لوله و کاهش تنشهای موضعی استفاده میشود.
بستر ترانشه (Trench Bedding)
بخش آمادهسازیشده کف ترانشه که محل استقرار اولیه لوله را تشکیل میدهد.
بکفیل (Backfill)
مصالح مورد استفاده برای پر کردن فضای اطراف و روی لوله پس از نصب.
خاکریزی مجدد (Backfilling)
فرآیند پر کردن ترانشه پس از استقرار، بازرسی و تأیید خط لوله.
بلوک مهاری (Anchor Block)
سازهای بتنی یا فلزی که برای مقابله با نیروهای رانشی ناشی از فشار داخلی یا تغییر جهت خط لوله به کار میرود.
بلوک بتنی (Concrete Block)
عضو سازهای بتنی مورد استفاده برای مهار، حفاظت یا تثبیت اجزای خط لوله.
برش لوله (Pipe Cutting)
عملیات جدا کردن لوله در طول موردنیاز مطابق نقشهها و مشخصات فنی.
برش سرد (Cold Cutting)
روش برش بدون استفاده از شعله که برای محیطهای مستعد اشتعال مناسب است.
برش گرم (Hot Cutting)
برشکاری با استفاده از حرارت حاصل از گاز، پلاسما یا سایر منابع حرارتی.
برش پخ (Bevel Cutting)
ایجاد لبه زاویهدار در انتهای لوله جهت آمادهسازی جوشکاری.
پخ (Bevel)
سطح زاویهداری که برای دستیابی به نفوذ مناسب جوش در انتهای لوله ایجاد میشود.
زاویه پخ (Bevel Angle)
زاویه استاندارد ایجادشده در لبه لوله برای عملیات جوشکاری.
دستگاه پخزن (Beveling Machine)
ماشین یا ابزار مخصوص ایجاد پخ در انتهای لوله و اتصالات.
بوشن (Coupling)
اتصال کوتاهی که برای متصل کردن دو قطعه لوله به یکدیگر استفاده میشود.
بوشن تبدیلی (Reducing Coupling)
نوعی بوشن که امکان اتصال دو لوله با قطرهای متفاوت را فراهم میکند.
بوشن رزوهای (Threaded Coupling)
بوشنی که اتصال آن از طریق رزوههای داخلی انجام میشود.
بوشن جوشی (Welded Coupling)
بوشنی که بهوسیله جوشکاری به لوله متصل میشود.
بال ولو (Ball Valve)
شیر صنعتی مجهز به مجرابند کروی که با چرخش ۹۰ درجه جریان را قطع یا وصل میکند.
بال ولو ترونیون (Trunnion Ball Valve)
نوعی بال ولو که گوی آن توسط تکیهگاههای ثابت نگهداری شده و برای فشارهای بالا مناسب است.
بال ولو شناور (Floating Ball Valve)
بال ولویی که گوی آن بهصورت شناور بین نشیمنگاهها قرار دارد.
بایپس (Bypass)
مسیر فرعی برای عبور سیال هنگام تعمیرات، راهاندازی یا شرایط اضطراری.
شیر بایپس (Bypass Valve)
شیر نصبشده روی مسیر فرعی جهت کنترل جریان عبوری.
بلایند فلنج (Blind Flange)
فلنجی بدون سوراخ مرکزی که برای مسدود کردن انتهای خط یا نازل تجهیزات استفاده میشود.
بلایند (Blind)
هر قطعهای که برای بستن موقت یا دائم مسیر جریان به کار رود.
پیچ (Bolt)
عضو اتصالدهنده رزوهدار مورد استفاده در اتصالات فلنجی و سازهای.
کششدهی پیچ (Bolt Tensioning)
اعمال نیروی کششی کنترلشده به پیچها برای دستیابی به آببندی مناسب فلنج.
بست لوله (Pipe Clamp)
تجهیز نگهدارندهای که برای تثبیت و مهار لولهها روی سازه استفاده میشود.
بست U شکل (U-Bolt)
بست خمشدهای به شکل U که برای مهار لوله به تکیهگاه کاربرد دارد.
بست راهنما (Guide Clamp)
نوعی بست که حرکت طولی لوله را مجاز دانسته ولی از جابجایی جانبی جلوگیری میکند.
بندینگ لوله (Pipe Bending)
فرآیند ایجاد خم کنترلشده در لوله بدون کاهش غیرمجاز ضخامت یا قطر.
شعاع خم (Bend Radius)
فاصله مرکز هندسی خم تا محور لوله.
خم سرد (Cold Bend)
خمکاری لوله بدون استفاده از حرارت مستقیم.
خم گرم (Hot Bend)
خمکاری لوله با اعمال حرارت جهت تسهیل شکلدهی.
بازرسی جوش (Weld Inspection)
مجموعه فعالیتهای کنترلی برای ارزیابی کیفیت جوشها.
بازرسی پوشش (Coating Inspection)
کنترل کیفیت پوششهای محافظ از نظر ضخامت، چسبندگی و سلامت.
بازرسی چشمی (Visual Inspection – VT)
سادهترین روش بازرسی غیرمخرب که بر پایه مشاهده مستقیم انجام میشود.
بازرسی ابعادی (Dimensional Inspection)
کنترل اندازهها و تلرانسهای قطعات و اتصالات مطابق نقشه.
باندینگ (Bonding)
اتصال الکتریکی میان اجزای فلزی برای همپتانسیلسازی و کاهش خطر خوردگی.
بار طراحی (Design Load)
مجموع بارهایی که در مرحله طراحی برای تعیین ابعاد، ضخامت و استحکام تجهیزات و خطوط لوله در نظر گرفته میشود.
بار عملیاتی (Operating Load)
بارهای وارد بر تجهیزات در شرایط عادی بهرهبرداری شامل فشار، وزن سیال و اثرات حرارتی.
بار مرده (Dead Load)
وزن ثابت تجهیزات، لولهها، اتصالات و سازههای نگهدارنده که به صورت دائمی بر سیستم وارد میشود.
بار زنده (Live Load)
بارهای متغیر ناشی از حضور نفرات، تجهیزات متحرک یا فعالیتهای تعمیراتی.
بار حرارتی (Thermal Load)
نیروها و تنشهای ایجادشده در اثر افزایش یا کاهش دمای سیستم.
بار فشاری (Compressive Load)
نیرویی که باعث فشرده شدن یک عضو مکانیکی یا سازهای میشود.
بار کششی (Tensile Load)
نیرویی که موجب کشیده شدن و افزایش طول یک عضو میشود.
بار خمشی (Bending Load)
باری که موجب ایجاد لنگر خمشی و تغییر شکل در لوله یا سازه میشود.
بار ضربهای (Impact Load)
بار ناگهانی ناشی از برخورد، لرزش یا تغییرات سریع شرایط بهرهبرداری.
بالشتک لوله (Pipe Cushion)
لایه یا قطعه محافظ میان لوله و تکیهگاه که از آسیب به پوشش جلوگیری میکند.
بست ارت (Ground Clamp)
اتصال فلزی مورد استفاده برای برقراری ارتباط الکتریکی با سیستم زمین.
بست انبساطی (Expansion Clamp)
بستی که امکان حرکت ناشی از انبساط و انقباض حرارتی لوله را فراهم میکند.
بست ثابت (Anchor Clamp)
تکیهگاهی که حرکت لوله را در تمام جهات محدود میکند.
بست لغزشی (Sliding Support)
نوعی تکیهگاه که اجازه حرکت طولی لوله را در اثر انبساط حرارتی میدهد.
بست فنری (Spring Support)
تکیهگاهی مجهز به فنر برای جذب تغییرات بار و جابجاییهای عمودی.
بوش راهنما (Guide Bushing)
قطعهای برای هدایت دقیق اجزای متحرک و جلوگیری از انحراف آنها.
بوش عایقی (Insulating Bushing)
قطعهای غیرهادی که برای جداسازی الکتریکی اجزای فلزی استفاده میشود.
بوش محافظ (Protective Bushing)
بوشی که از کابل، لوله یا قطعات در برابر سایش محافظت میکند.
بلوک تست (Test Block)
قطعه مرجع مورد استفاده برای کالیبراسیون تجهیزات بازرسی و آزمون.
بلوک نگهدارنده (Support Block)
قطعهای که برای تحمل وزن یا تثبیت موقعیت تجهیزات به کار میرود.
بلنکتینگ (Blanketing)
ایجاد یک لایه گاز محافظ بر روی سیال داخل مخزن جهت جلوگیری از آلودگی یا اکسیداسیون.
بلنک فلنج (Blank Flange)
قطعهای فلنجمانند برای مسدود کردن موقت خطوط یا تجهیزات در زمان تعمیرات.
برنچ اولت (Branch Outlet)
اتصال استاندارد مورد استفاده برای گرفتن انشعاب از خط اصلی.
برنچ تابلت (Branch Table)
جدول استاندارد تعیین ابعاد و مشخصات انشعابات خطوط لوله.
برآمدگی جوش (Weld Reinforcement)
فلز اضافی باقیمانده روی سطح جوش پس از تکمیل عملیات جوشکاری.
بریدگی کناره جوش (Undercut)
عیب جوشکاری به شکل شیار در لبه فلز پایه در مجاورت جوش.
بریدگی لوله (Pipe Notch)
شیار یا برشی که برای اتصال یا عبور قطعهای دیگر روی لوله ایجاد میشود.
براقکاری سطح (Surface Polishing)
عملیات بهبود کیفیت و صافی سطح قطعات فلزی.
برس سیمی (Wire Brush)
ابزار مورد استفاده برای تمیزکاری سطح فلز و آمادهسازی قبل از جوشکاری یا رنگآمیزی.
برسزنی جوش (Weld Brushing)
تمیز کردن سرباره و آلودگیهای سطح جوش با استفاده از برس سیمی.
بویلر فید لاین (Boiler Feed Line)
خط لوله انتقال آب تغذیه به دیگ بخار.
بویلر تیوب (Boiler Tube)
لوله مورد استفاده در تجهیزات تولید بخار.
بایندر پوشش (Coating Binder)
ماده چسباننده موجود در پوششهای محافظ که اجزای پوشش را به هم متصل میکند.
بستر سنگریزهای (Gravel Bedding)
لایهای از سنگدانه که در شرایط خاص برای استقرار و حفاظت لوله استفاده میشود.
بازوی نگهدارنده (Support Arm)
عضو سازهای برای تحمل و انتقال بار تجهیزات یا خطوط لوله.
بازوی مهاری (Anchor Arm)
قطعهای که برای محدود کردن حرکت تجهیزات یا لولهها استفاده میشود.
بازوی راهنما (Guide Arm)
عضوی که جهت حرکت مجاز تجهیزات را کنترل میکند.
باربرداری جرثقیل (Lifting Load)
وزن محاسبهشدهای که در عملیات نصب و جابجایی تجهیزات مبنا قرار میگیرد.
بستر کابل (Cable Bed)
محل آمادهسازیشده برای استقرار کابلهای صنعتی در پروژههای نفت و گاز.
بسته نگهدارنده لوله (Pipe Support Assembly)
مجموعهای شامل بست، تکیهگاه و متعلقات مورد استفاده برای مهار لوله.
بوشینگ عایق (Insulating Bushing)
قطعهای غیررسانا که برای جلوگیری از انتقال جریان الکتریکی بین اجزای فلزی به کار میرود.
بکینگ رینگ (Backing Ring)
حلقهای فلزی که در پشت اتصال جوش قرار میگیرد تا نفوذ ریشه جوش را تسهیل کند.
بکینگ استریپ (Backing Strip)
نوار فلزی مورد استفاده در پشت درز جوش برای پشتیبانی از فلز مذاب.
بلایند اسپید (Blind Spade)
صفحه فلزی توپر که بین دو فلنج قرار میگیرد تا مسیر سیال را کاملاً مسدود کند.
بِل اند اسپیگات (Bell and Spigot Joint)
نوعی اتصال که در آن انتهای یک لوله داخل دهانه گشاد لوله دیگر قرار میگیرد.
برنچ سدل (Branch Saddle)
قطعه تقویتی مورد استفاده در محل انشعابگیری از خطوط لوله.
برنچ کانکشن (Branch Connection)
اتصال ایجادشده برای گرفتن خط فرعی از خط اصلی.
بوری (Burr)
لبه تیز و ناخواستهای که پس از برش یا ماشینکاری روی قطعه باقی میماند.
برس بلاست (Brush Blast)
روش تمیزکاری مکانیکی سطح برای آمادهسازی قبل از پوششدهی.
بلاستینگ (Blasting)
عملیات آمادهسازی سطح با پرتاب ذرات ساینده جهت حذف زنگزدگی و آلودگی.
باند مارکر (Band Marker)
نوار یا علامت شناسایی نصبشده روی لوله برای مشخص کردن مشخصات فنی یا مسیر.
بوستر پمپ (Booster Pump)
پمپی که برای افزایش فشار سیال در خطوط انتقال به کار میرود.
بریک اوور پوینت (Breakover Point)
نقطهای در مسیر خط لوله که شیب یا جهت آن بهطور محسوس تغییر میکند.
بایمتال ترموول (Bimetal Thermowell)
محفظه محافظ حسگر دما که در خطوط لوله و تجهیزات فرآیندی نصب میشود.
بِلوز (Bellows)
قطعه انعطافپذیر فلزی برای جذب انبساط حرارتی، ارتعاش و جابجایی در خطوط لوله.
بلوز اکسپنشن جوینت (Bellows Expansion Joint)
اتصال انبساطی مجهز به بلوز برای جبران تغییرات طول ناشی از دما.
بریکت ساپورت (Bracket Support)
تکیهگاه فلزی مورد استفاده برای نصب و نگهداری خطوط لوله.
باند استیل (Band Steel)
نوار فولادی مورد استفاده در مهاربندی، بستهبندی یا تثبیت تجهیزات.
بولت هول (Bolt Hole)
سوراخ تعبیهشده در فلنج یا قطعه جهت عبور پیچ.
بولت سرکل (Bolt Circle)
دایره فرضی که مراکز سوراخهای پیچ روی فلنج بر روی آن قرار دارند.
واژهنامه تخصصی آزمایشگاه و کنترل کیفیت نفت، گاز و پتروشیمی
بازرسی آزمایشگاهی (Laboratory Inspection) بررسی وضعیت تجهیزات، روشها و فرآیندهای آزمایشگاهی برای اطمینان از عملکرد صحیح آزمایشگاه.
بازرسی نمونه (Sample Inspection) بررسی اولیه نمونه از نظر مشخصات ظاهری، ظرف نمونه و شرایط دریافت.
بازرسی محموله (Cargo Inspection) بررسی کیفیت و مشخصات محموله نفت، فرآورده یا محصول پتروشیمی پیش از تحویل.
بازرسی کیفیت نفت خام (Crude Oil Quality Inspection) کنترل مشخصات کیفی نفت خام پیش از انتقال یا فروش.
بازرسی کیفیت فرآورده (Petroleum Product Quality Inspection) کنترل انطباق فرآورده نفتی با مشخصات تعیینشده.
بازرسی کیفیت محصول پتروشیمی (Petrochemical Product Quality Inspection) بررسی مشخصات محصول پتروشیمی پیش از عرضه یا تحویل.
بازرسی مخزن ذخیره (Storage Tank Inspection) بررسی وضعیت مخزن و شرایط نگهداری مواد و محصولات نفتی.
بازرسی خط انتقال نمونه (Sample Transfer Line Inspection) بررسی مسیر انتقال نمونه از نقطه برداشت تا تجهیزات آزمایشگاهی.
بازرسی تجهیزات آزمایشگاهی (Laboratory Equipment Inspection) کنترل سلامت و شرایط عملکرد تجهیزات آزمایشگاه.
بازرسی تجهیزات اندازهگیری (Measurement Equipment Inspection) بررسی صحت عملکرد ابزارهای اندازهگیری مورد استفاده در کنترل کیفیت.
بازرسی دورهای آزمایشگاه (Periodic Laboratory Inspection) ارزیابی برنامهریزیشده عملکرد و شرایط آزمایشگاه.
بازرسی شخص ثالث (Third-Party Inspection) ارزیابی مستقل کیفیت محصول یا محموله توسط شرکت بازرسی خارج از سازمان.
بازرسی پیش از بارگیری (Pre-Loading Inspection) کنترل کیفیت و وضعیت محصول قبل از بارگیری محموله.
بازرسی پیش از تخلیه (Pre-Discharge Inspection) بررسی مشخصات محموله پیش از تخلیه در مقصد.
بازه پذیرش آزمون (Test Acceptance Range) محدودهای که نتیجه آزمون در آن قابل قبول تلقی میشود.
بازه کنترل کیفیت (Quality Control Range) محدوده تعیینشده برای کنترل مستمر نتایج آزمایشگاهی.
بازه کالیبراسیون (Calibration Interval) فاصله زمانی تعیینشده میان دو عملیات کالیبراسیون یک تجهیز.
بازه اعتبار روش آزمون (Test Method Validity Range) محدودهای که روش آزمایشگاهی برای آن معتبر شناخته شده است.
بازیابی نمونه (Sample Recovery) میزان مادهای که پس از فرآیند آمادهسازی یا استخراج از نمونه قابل بازیابی است.
بازیابی هیدروکربن (Hydrocarbon Recovery) میزان هیدروکربن قابل بازیابی از یک نمونه یا فرآیند آزمایشگاهی.
بازیابی حلال (Solvent Recovery) جداسازی و بازیافت حلال مصرفشده در فرآیندهای آزمایشگاهی.
بازیابی نفت (Oil Recovery) مقدار نفت قابل بازیابی در فرآیند یا آزمایش مشخص.
بازیابی گاز (Gas Recovery) میزان گاز قابل بازیابی از جریان یا نمونه مورد آزمایش.
بازیابی ترکیبات فرار (Volatile Compound Recovery) میزان بازیابی ترکیبات فرار در فرآیند آمادهسازی و آنالیز نمونه.
بازیابی استاندارد (Standard Recovery) میزان بازیابی ماده استاندارد افزودهشده به نمونه برای ارزیابی صحت روش.
باقیمانده تقطیر (Distillation Residue) بخش باقیمانده پس از پایان فرآیند تقطیر یک نمونه نفتی.
باقیمانده کربنی (Carbonaceous Residue) ماده کربنی باقیمانده پس از حرارتدهی یا احتراق کنترلشده نمونه.
باقیمانده تبخیر (Evaporation Residue) مواد غیرقابل تبخیر باقیمانده پس از تبخیر حلال یا بخش فرار نمونه.
باقیمانده نامحلول (Insoluble Residue) بخش حلنشده نمونه پس از تماس با حلال مشخص.
باقیمانده معدنی (Mineral Residue) مواد معدنی باقیمانده پس از سوزاندن یا تجزیه بخش آلی نمونه.
باقیمانده روغنی (Oil Residue) بخش روغنی باقیمانده پس از فرآیند جداسازی یا استخراج.
باقیمانده سنگین (Heavy Residue) بخش سنگین هیدروکربنی باقیمانده در فرآیند تفکیک یا تقطیر.
باقیمانده آسفالتی (Asphaltic Residue) بخش سنگین و آسفالتینی باقیمانده در برخی فرآوردهها و نفت خام.
باقیمانده حلال (Solvent Residue) مقدار حلال باقیمانده در نمونه پس از فرآیند آمادهسازی.
باقیمانده گوگردی (Sulfurous Residue) مواد حاوی ترکیبات گوگردی باقیمانده پس از فرآیند آزمایش.
باقیمانده تقطیر خلأ (Vacuum Distillation Residue) بخش سنگین باقیمانده پس از تقطیر در فشار کاهشیافته.
باقیمانده ککپذیر (Coke-Forming Residue) موادی که در شرایط حرارتی مستعد تشکیل کک هستند.
باقیمانده هیدروکربنی (Hydrocarbon Residue) بخش هیدروکربنی باقیمانده پس از عملیات جداسازی.
باقیمانده جامد (Solid Residue) مواد جامد باقیمانده پس از انجام آزمون یا فرآیند جداسازی.
باقیمانده احتراق (Combustion Residue) مواد باقیمانده پس از احتراق نمونه در شرایط مشخص.
بنزن (Benzene) هیدروکربن آروماتیک مهم در پالایش و پتروشیمی که مقدار آن در بسیاری از محصولات باید کنترل شود.
بنزنزدایی (Benzene Removal) فرآیند کاهش یا حذف بنزن از جریان هیدروکربنی برای رسیدن به مشخصات محصول.
بنزنسنجی (Benzene Analysis) اندازهگیری غلظت بنزن در خوراک، فرآورده یا محصول پتروشیمی.
بنزن موجود در بنزین (Benzene in Gasoline) تعیین میزان بنزن موجود در بنزین برای کنترل کیفیت و الزامات زیستمحیطی.
بنزن موجود در خوراک پتروشیمی (Benzene in Petrochemical Feedstock) اندازهگیری بنزن در خوراک واحدهای پتروشیمی.
بنزن موجود در حلال (Benzene in Solvent) بررسی مقدار بنزن بهعنوان ناخالصی یا جزء تشکیلدهنده حلال.
بنزین آزمایشگاهی (Laboratory Gasoline) نمونه یا ماده مرجع بنزینی مورد استفاده در آزمونهای کنترل کیفیت.
بنزین پایه (Base Gasoline) جریان پایه مورد استفاده برای تهیه یا ترکیب بنزین نهایی.
بنزین پیرولیز (Pyrolysis Gasoline) محصول جانبی فرآیند پیرولیز که حاوی ترکیبات آروماتیک و اولفینی است.
بنزین ریفورمیت (Reformate Gasoline) محصول واحد ریفرمینگ کاتالیستی که از نظر آروماتیکها و عدد اکتان مورد ارزیابی آزمایشگاهی قرار میگیرد.
بررسی آب همراه نفت (Produced Water Examination) بررسی کیفیت و مقدار آب همراه نفت تولیدی.
بررسی آب تزریقی (Injection Water Examination) کنترل کیفیت آب مورد استفاده برای تزریق به مخزن.
بررسی آب خنککننده (Cooling Water Examination) ارزیابی شیمیایی آب مورد استفاده در سیستمهای خنککننده.
بررسی آب بویلر (Boiler Water Examination) کنترل کیفیت آب بویلر از نظر املاح، سختی و سایر پارامترها.
بررسی آب خام (Raw Water Examination) ارزیابی مشخصات آب ورودی به تأسیسات صنعتی.
بررسی آب فرآیندی (Process Water Examination) کنترل کیفیت آب مورد استفاده در فرآیندهای پالایشی و پتروشیمی.
بررسی آب خروجی (Effluent Water Examination) آزمایش پساب خروجی برای کنترل مشخصات کیفی و زیستمحیطی.
بررسی آلودگی نفتی (Oil Contamination Examination) شناسایی و اندازهگیری آلودگی ناشی از هیدروکربنهای نفتی.
بررسی آلودگی سوخت (Fuel Contamination Examination) شناسایی آب، ذرات، رسوبات یا مواد ناخواسته در سوخت.
بررسی آلودگی محصول (Product Contamination Examination) شناسایی ناخالصیها و مواد خارجی موجود در محصول نهایی.
بررسی آلودگی خوراک (Feedstock Contamination Examination) شناسایی مواد نامطلوب در خوراک ورودی واحد فرآیندی.
بررسی آلودگی مخزن (Tank Contamination Examination) بررسی وجود آب، رسوب، زنگزدگی یا هیدروکربنهای ناخواسته در مخزن.
بررسی آلودگی خط لوله (Pipeline Contamination Examination) بررسی آلودگی محصول در مسیر انتقال.
بررسی آلودگی متقاطع (Cross-Contamination Examination) شناسایی انتقال ناخواسته یک ماده یا محصول به نمونه دیگر.
بررسی باقیمانده حلال (Solvent Residue Examination) بررسی مقدار حلال باقیمانده در نمونه پس از فرآیند آزمایشگاهی.
بررسی بلانک آزمایشگاهی (Laboratory Blank Examination) بررسی نمونه شاهد برای شناسایی آلودگی یا اثر زمینهای در آزمون.
بررسی بلانک روش (Method Blank Examination) کنترل وجود آلودگی ناشی از مواد، ظروف و مراحل روش آزمایش.
بررسی بلانک دستگاه (Instrument Blank Examination) کنترل سیگنال یا آلودگی زمینهای دستگاه پیش از آنالیز نمونه.
بررسی بلانک حلال (Solvent Blank Examination) کنترل خلوص حلال و اطمینان از نبود ترکیبات مزاحم.
بررسی بلانک نمونه (Sample Blank Examination) بررسی زمینه نمونه برای تشخیص عوامل مداخلهگر در اندازهگیری.
بررسی پایداری نمونه (Sample Stability Examination) ارزیابی تغییر خواص نمونه در فاصله برداشت تا انجام آزمون.
بررسی پایداری استاندارد (Standard Stability Examination) کنترل تغییر غلظت یا خواص ماده استاندارد در طول نگهداری.
بررسی پایداری معرف (Reagent Stability Examination) ارزیابی قابلیت استفاده معرف آزمایشگاهی در طول دوره نگهداری.
بررسی پاکیزگی ظروف نمونه (Sample Container Cleanliness Examination) اطمینان از نبود آلودگی در ظروف مورد استفاده برای نمونهبرداری.
بررسی پاکیزگی تجهیزات (Equipment Cleanliness Examination) کنترل تمیزی تجهیزات آزمایشگاهی پیش از انجام آزمون.
بررسی پراکندگی نتایج (Result Dispersion Examination) ارزیابی میزان پراکندگی نتایج تکرارهای یک آزمون.
بررسی پایایی روش آزمون (Test Method Reliability Examination) ارزیابی قابلیت روش در تولید نتایج پایدار و قابل اعتماد.
بررسی بازتولیدپذیری (Reproducibility Examination) ارزیابی میزان توافق نتایج حاصل از آزمایشهای انجامشده در شرایط متفاوت.
بررسی بازپذیری (Repeatability Examination) ارزیابی نزدیکی نتایج حاصل از تکرار آزمون در شرایط یکسان.
بررسی بایاس روش (Method Bias Examination) شناسایی انحراف سیستماتیک نتایج یک روش نسبت به مقدار مرجع.
بررسی صحت دستگاه (Instrument Accuracy Examination) ارزیابی میزان نزدیکی نتیجه دستگاه به مقدار واقعی یا مرجع.
بررسی بلوغ نمونه (Sample Maturation Examination) بررسی تغییرات نمونه در اثر زمان یا شرایط نگهداری پیش از آزمون.
بررسی برشهای نفتی (Petroleum Fraction Examination) تحلیل ویژگیهای برشهای مختلف نفتی برای کنترل فرآیند پالایش.
بررسی برش سبک (Light Fraction Examination) ارزیابی مشخصات برشهای سبک حاصل از تقطیر نفت.
بررسی برش سنگین (Heavy Fraction Examination) تحلیل مشخصات برشهای سنگین و باقیمانده نفتی.
بررسی برش میانی (Middle Distillate Examination) کنترل کیفیت برشهایی مانند نفت سفید و گازوئیل.
بررسی برش نفتا (Naphtha Fraction Examination) ارزیابی مشخصات نفتا بهعنوان خوراک پالایشگاهی یا پتروشیمی.
بررسی برش گازوئیل (Diesel Fraction Examination) کنترل مشخصات فیزیکی و شیمیایی برش گازوئیلی.
بررسی برش نفت سفید (Kerosene Fraction Examination) ارزیابی کیفیت نفت سفید و برشهای مشابه.
بررسی برش وکیوم (Vacuum Fraction Examination) کنترل مشخصات برشهای حاصل از تقطیر در خلأ.
بررسی بنزین پیرولیز (Pyrolysis Gasoline Examination) تحلیل ترکیبات و ویژگیهای بنزین حاصل از واحد پیرولیز.
بررسی بنزین ریفورمیت (Reformate Examination) ارزیابی ترکیبات آروماتیک، اکتان و سایر مشخصات ریفورمیت.
بررسی بوتان (Butane Examination) کنترل کیفیت بوتان تولیدی یا مورد استفاده در فرآیندهای پالایشی و پتروشیمی.
بررسی بوتن (Butene Examination) اندازهگیری ترکیبات بوتنی در جریانهای پتروشیمی.
بررسی بوتادین (Butadiene Examination) تحلیل کیفیت و خلوص بوتادین بهعنوان محصول یا خوراک پتروشیمی.
بررسی پروپان (Propane Examination) کنترل کیفیت پروپان در جریانهای گازی و محصولات LPG.
بررسی پروپیلن (Propylene Examination) ارزیابی خلوص و ترکیب پروپیلن بهعنوان خوراک یا محصول پتروشیمی.
بررسی پلیمر (Polymer Examination) ارزیابی خواص فیزیکی و شیمیایی مواد پلیمری تولیدشده در مجتمع پتروشیمی.
بررسی پلیاتیلن (Polyethylene Examination) کنترل کیفیت پلیاتیلن از نظر خواص محصول و مشخصات موردنیاز.
بررسی پلیپروپیلن (Polypropylene Examination) ارزیابی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی پلیپروپیلن تولیدی.
بارنامه متریال (Material Delivery Note)
سندی که مشخصات لولهها، اتصالات و تجهیزات تحویلشده به کارگاه را ثبت میکند.
بازرسی ورودی کالا (Incoming Material Inspection)
فرآیند کنترل کیفیت تجهیزات و لولهها پس از ورود به انبار یا محل پروژه.
برچسب شناسایی متریال (Material Identification Tag)
برگه یا پلاکی که مشخصات فنی و شماره ردیابی قطعه را نشان میدهد.
بچ متریال (Material Batch)
مجموعهای از قطعات تولیدشده تحت شرایط یکسان و دارای شماره ردیابی مشترک.
بُرش اولیه لوله (Primary Pipe Cutting)
عملیات آمادهسازی لوله خام مطابق ابعاد نقشههای ایزومتریک.
بُرش دقیق (Precision Cutting)
برش لوله با تلرانس مشخص جهت آمادهسازی برای مونتاژ.
بُرش CNC (CNC Cutting)
برش اتوماتیک لوله توسط ماشینهای کنترل عددی.
پخزنی (Beveling)
ایجاد زاویه در انتهای لوله جهت آمادهسازی جوشکاری.
بازرسی پخ (Bevel Inspection)
کنترل ابعاد و زاویه پخ قبل از جوشکاری.
بندیل لوله (Pipe Bundle)
مجموعهای از لولهها که برای حمل یا انبارش به یکدیگر بسته شدهاند.
بارگیری بندیل (Bundle Loading)
عملیات انتقال بندیلهای لوله به محل نصب.
بستر انبارش لوله (Pipe Storage Bed)
محل آمادهسازیشده برای نگهداری لولهها در کارگاه.
بلوک چوبی نگهدارنده (Pipe Timber Support)
تکیهگاه موقت برای جلوگیری از تماس مستقیم لوله با زمین.
بازرسی ابعادی (Dimensional Inspection)
کنترل طول، قطر، ضخامت و سایر ابعاد قطعات.
برچسب ردیابی جوش (Weld Traceability Tag)
شناسهای که جوش را به جوشکار و مدارک کنترل کیفیت متصل میکند.
بست مونتاژ (Fit-Up Clamp)
ابزار نگهدارنده قطعات در زمان مونتاژ و جوشکاری.
بستن ریشه جوش (Root Pass Completion)
اتمام اولین لایه جوش در اتصال لوله.
بازرسی ریشه جوش (Root Inspection)
کنترل کیفیت اولین پاس جوش قبل از ادامه عملیات.
برسکاری جوش (Weld Brushing)
تمیزکاری سطح جوش بین پاسهای مختلف.
بریدگی لبه (Edge Preparation)
آمادهسازی لبه قطعات قبل از مونتاژ.
بلایندگذاری (Blinding)
مسدود کردن موقت مسیر لوله برای تست یا ایمنی.
بلایند موقت (Temporary Blind)
صفحهای که تا زمان تکمیل عملیات در خط باقی میماند.
بستن فلنج (Flange Assembly)
فرآیند نصب پیچ و مهره و مونتاژ اتصال فلنجی.
بولتینگ (Bolting)
نصب و سفتکردن پیچهای اتصالات فلنجی.
بالانس تنش (Stress Balancing)
تنظیم موقعیت لوله برای جلوگیری از اعمال تنش اضافی به تجهیزات.
بستر ساپورت (Support Base)
محل نصب تکیهگاههای دائم خط لوله.
براکت نگهدارنده (Pipe Bracket)
عضو فلزی برای نگهداری و تثبیت لوله.
بازرسی ساپورت (Support Inspection)
کنترل وضعیت نصب تکیهگاهها.
بست راهنما (Guide Support)
ساپورتی که حرکت طولی را مجاز و حرکت جانبی را محدود میکند.
بست ثابت (Anchor Support)
ساپورتی که هرگونه حرکت لوله را محدود میکند.
بستر ترانشه (Trench Bedding)
لایه آمادهشده برای استقرار خطوط مدفون.
بکفیلینگ (Backfilling)
پر کردن ترانشه پس از نصب لوله.
بازرسی پوشش (Coating Inspection)
کنترل سلامت پوشش ضدخوردگی.
بازسازی پوشش (Coating Repair)
ترمیم آسیبهای ایجادشده در پوشش لوله.
بازرسی هالیدی (Holiday Inspection)
کنترل وجود سوراخ یا نقص در پوشش عایقی.
باندینگ الکتریکی (Electrical Bonding)
اتصال الکتریکی اجزای فلزی برای حفاظت کاتدی.
بازرسی هیدروتست (Hydrotest Inspection)
کنترل مراحل آزمون هیدرواستاتیک.
برگه تست فشار (Pressure Test Record)
سند ثبت نتایج آزمون فشار.
بلو دان (Blowdown)
تخلیه سیال یا فشار از خط لوله پس از تست.
باکس آپ (Box-Up)
اتصال نهایی یک اسپول یا خط لوله به تجهیزات یا بخشهای مجاور پس از تکمیل نصب.
باکس تست (Box Test)
محفظه یا مجموعه مورد استفاده برای انجام آزمونهای خاص روی اتصالات یا تجهیزات.
بچ شماره ذوب (Batch Heat Number)
کد ردیابی متریال که به شماره ذوب کارخانه سازنده مرتبط است.
بسترکوبی (Bedding Compaction)
متراکمسازی بستر زیر لوله جهت دستیابی به استحکام طراحی.
بلوک اوت (Block Out)
فضای پیشبینیشده در بتن یا سازه برای عبور لوله یا تجهیزات.
بوش اسپیسینگ (Bush Spacing)
فاصله استاندارد بوشها یا فاصلهدهندهها در یک مجموعه نصب.
براسینگ (Bracing)
مهاربندی موقت یا دائم برای جلوگیری از جابهجایی سازه یا خط لوله.
براکت کفشکی (Shoe Bracket)
براکت نگهدارندهای که برای نصب کفشک لوله استفاده میشود.
بوشینگ فلنج (Flange Bushing)
قطعه واسط مورد استفاده در برخی اتصالات فلنجی خاص.
بُرینگ (Boring)
عملیات ایجاد سوراخ یا گشادکاری دقیق قطعات فلزی.
برنچ رینفورسمنت (Branch Reinforcement)
تقویت محل انشعابگیری جهت جبران کاهش استحکام خط اصلی.
برنچ پد (Branch Pad)
ورق تقویتی نصبشده روی محل انشعاب.
برنچ اولت (Branch Outlet Fitting)
اتصال استاندارد مخصوص انشعابگیری از لوله اصلی.
برنچ ولد (Branch Weld)
جوشکاری محل اتصال خط فرعی به خط اصلی.
برنچ اسپول (Branch Spool)
اسپول ساختهشده برای خطوط فرعی یا انشعابات.
بک گوجینگ (Back Gouging)
برداشت فلز از پشت جوش جهت دستیابی به نفوذ کامل در جوشکاری دوطرفه.
بک چیپینگ (Back Chipping)
تراشیدن ریشه جوش از سمت مقابل قبل از تکمیل جوشکاری.
بک پرجینگ (Back Purging)
تزریق گاز محافظ در پشت درز جوش برای جلوگیری از اکسیداسیون ریشه.
بک ولد (Back Weld)
جوشی که از سمت پشت اتصال اجرا میشود.
بک سیل ولد (Back Seal Weld)
جوش آببندیکنندهای که در پشت اتصال اجرا میشود.
باندل دراوینگ (Bundle Drawing)
نقشه ساخت و مونتاژ مجموعه لولههای باندل.
بلوآپ ایزومتریک (Blow-Up Isometric)
نقشه ایزومتریکی که بخشی از جزئیات آن با بزرگنمایی نمایش داده شده است.
بریک اسپول (Break Spool)
اسپول کوتاهی که برای جبران خطاهای ابعادی یا تسهیل نصب ساخته میشود.
بیلدینگ آف اسپول (Spool Build-Up)
فرآیند مونتاژ قطعات برای ساخت یک اسپول کامل.
بُعد کنترلی (Control Dimension)
بعدی که مبنای کنترل نهایی ساخت و نصب قرار میگیرد.
بُعد نصب (Installation Dimension)
اندازهای که در زمان نصب تجهیزات و لولهها باید رعایت شود.
بُعد چهره تا چهره (Face to Face Dimension)
فاصله بین دو سطح اتصال در یک تجهیز یا مجموعه لولهکشی.
بُعد مرکز تا مرکز (Center to Center Dimension)
فاصله بین دو محور در نقشههای پایپینگ.
بُعد انتها تا مرکز (End to Center Dimension)
فاصله انتهای قطعه تا محور مرجع آن.
بستر رولر ساپورت (Roller Support Base)
محل استقرار ساپورت غلتکی برای حرکت حرارتی لوله.
بوش اسپیسر (Spacer Bushing)
بوشی که برای حفظ فاصله مشخص بین قطعات استفاده میشود.
براکت ترانیون (Trunnion Bracket)
براکت نصبشده روی تکیهگاه ترانیون.
بِلوز گارد (Bellows Guard)
محافظ فلزی نصبشده روی بلوزهای انبساطی.
بِلوز رِستریِنت (Bellows Restraint)
مکانیزم محدودکننده حرکت در اتصالات بلوزی.
برینگ پد (Bearing Pad)
صفحهای برای توزیع بار بین ساپورت و لوله.
بولت تورکینگ (Bolt Torquing)
اعمال گشتاور کنترلشده به پیچهای فلنج.
بولت استرسینگ (Bolt Stressing)
اعمال تنش محاسبهشده به پیچها با تجهیزات هیدرولیکی.
بولت آپ (Bolt-Up)
مونتاژ کامل اتصال پیچ و مهرهای.
بولت مپ (Bolt Map)
نقشه یا جدول موقعیت پیچهای یک اتصال فلنجی.
بونت اسمبلی (Bonnet Assembly)
مجموعه کامل بونت و اجزای وابسته در شیر صنعتی.
بَک پَس (Back Pass)
مرحله برگشت در جوشکاری چندپاسه برای تکمیل یا اصلاح ناحیه جوش.
بَک فیس (Back Face)
سطح پشت اتصال جوش که معمولاً در جوشهای دوطرفه بررسی میشود.
بَک ول (Back Weld Preparation)
آمادهسازی پشت درز جوش برای اجرای پاس تکمیلی.
بَک لاینینگ (Back Lining)
لایه پشتیبان داخلی در برخی اتصالات برای کنترل کیفیت جوش.
بَک شیم (Back Shim)
صفحه نازک تنظیمکننده برای اصلاح تراز در مونتاژ پایپینگ.
بَک استاپ (Back Stop)
تکیهگاه جلوگیریکننده از حرکت برگشتی لوله یا تجهیز.
بَک ریف (Back Ream)
گشادکاری مجدد سوراخ یا لبه برای رسیدن به تلرانس دقیق.
بَک گرایند (Back Grind)
سنگزنی پشت جوش برای حذف عیوب یا آمادهسازی پاس بعدی.
بَک پلیت جوش (Backing Plate)
صفحه پشتیبان در محل جوش برای کنترل نفوذ و جلوگیری از ریزش مذاب.
بَک سیل (Back Seal)
آببندی پشت اتصال جهت جلوگیری از نشت سیال.
بلایند اسپید (Blind Spade)
صفحه فلزی جداکننده برای ایزوله کردن کامل خط در زمان تعمیرات.
اسپیسر رینگ (Spacer Ring)
حلقه فاصلهدهنده بین فلنجها در حالت بلایندینگ.
اسپیسر پلیت (Spacer Plate)
صفحه فاصلهدهنده در اتصالات فلنجی یا سازهای.
بِلَندینگ متریال (Blending Material)
ترکیب یا یکنواختسازی مواد فلزی در ناحیه اتصال یا تعمیر.
بِلَند جوش (Weld Blending)
صافسازی سطح جوش برای حذف برجستگی و ایجاد سطح یکنواخت.
بَچ هیت ترکینگ (Batch Heat Tracking)
سیستم ردیابی شماره ذوب متریال در کل فرآیند ساخت و نصب.
بَچ ترنسفر (Batch Transfer)
انتقال گروهی متریال از انبار به سایت نصب.
باندینگ راد (Bonding Rod)
میله فلزی برای ایجاد اتصال الکتریکی در سیستم ارت و حفاظت کاتدی.
باندینگ جمپر (Bonding Jumper)
اتصال کوتاه الکتریکی بین دو قطعه فلزی برای همپتانسیلسازی.
بُرینگ فلنج (Flange Boring)
ماشینکاری سطح داخلی فلنج برای رسیدن به ابعاد دقیق و سطح آببندی.
بُرینگ پایپ (Pipe Boring)
عملیات دقیق سوراخکاری یا گشادکاری لوله در شرایط کارگاهی.
برنچ فورجینگ (Branch Forging)
ساخت انشعاب از طریق شکلدهی حرارتی فلز (Forged Branch).
برنچ ریفورم (Branch Reforming)
اصلاح شکل ناحیه انشعاب برای رسیدن به هندسه استاندارد.
بایپس موقت (Temporary Bypass)
مسیر فرعی نصبشده فقط برای مرحله تست، راهاندازی یا تعمیرات.
بایپس دائم (Permanent Bypass)
خط فرعی طراحیشده برای بهرهبرداری دائمی سیستم.
بایپس تست (Test Bypass)
مسیر اختصاصی برای انجام تست فشار یا هیدرواستاتیک.
بولت آپ فیتاپ (Bolt-Up Fit-Up)
مرحله نهایی مونتاژ فلنج قبل از سفتکاری پیچها.
بولت الاینمنت (Bolt Alignment)
تنظیم همراستایی سوراخهای فلنج برای عبور صحیح پیچها.
بُکینگ ساپورت (Blocking Support)
قرار دادن بلوک یا شیم برای تنظیم ارتفاع لوله روی ساپورت.
بُکینگ بلوک (Blocking Block)
قطعه جامد برای تثبیت موقت موقعیت لوله یا تجهیز.
بَس پلیت ساپورت (Base Plate Support)
صفحه زیرین تکیهگاه لوله برای انتقال بار به سازه اصلی.
بَس فریم (Base Frame)
قاب اصلی نگهدارنده تجهیزات یا اسپول در زمان نصب.
بُرِیسینگ موقت (Temporary Bracing)
مهاربندی موقت برای جلوگیری از حرکت لوله در زمان نصب.
بُرِیسینگ دائم (Permanent Bracing)
مهاربندی طراحیشده برای عملکرد دائمی در سیستم پایپینگ.
بِلوز کمپنسیتر (Bellows Compensator)
اتصال انعطافپذیر برای جذب انبساط حرارتی و لرزش خطوط لوله.
بِلوز گاید (Bellows Guide)
قطعه هدایتکننده حرکت بلوز برای جلوگیری از انحراف.
بِلوز لاینر (Bellows Liner)
لایه داخلی محافظ در اتصالات بلوزی برای جلوگیری از سایش.
بُندل ساپورت (Bundle Support)
ساپورت ویژه نگهداری مجموعه لولههای باندل.
بُندینگ پوینت (Bonding Point)
نقطه اتصال الکتریکی در سیستم همپتانسیلسازی.
بَچ مارکینگ (Batch Marking)
علامتگذاری گروهی متریال برای ردیابی در کل پروژه.
بِلِند آمادهسازی (Preparation Blending)
یکنواختسازی لبهها و سطح قطعات قبل از مونتاژ برای دستیابی به اتصال استاندارد.
بِلِند سطح جوش (Weld Surface Blending)
صافکاری سطح جوش پس از تکمیل عملیات برای حذف برجستگی و ناهمواری.
بَک پرپ (Back Purge Setup)
آمادهسازی سیستم تزریق گاز محافظ پشت درز جوش جهت جلوگیری از اکسیداسیون ریشه.
بَک پرجینگ لاین (Back Purging Line)
خط لوله یا شیلنگ انتقال گاز محافظ به پشت محل جوش.
بَک شیلد (Back Shield)
محافظ پشت جوش برای جلوگیری از ورود هوا در جوشهای حساس، مانند استنلس استیل.
بِلِویل تست (Bevel Inspection Gauge)
ابزار کنترل زاویه و کیفیت پخ لوله قبل از جوشکاری.
بِلِویل فیتاپ (Bevel Fit-Up)
مرحله مونتاژ اولیه لولهها بر اساس پخ آمادهشده قبل از جوش.
بَچ فیتاپ (Batch Fit-Up)
مونتاژ گروهی لولهها و اسپولها بر اساس شماره بچ تولیدی.
بُندل فیتاپ (Bundle Fit-Up)
مونتاژ مجموعه لولههای یک باندل در کارگاه ساخت.
بَس لاین فیتاپ (Baseline Fit-Up)
مونتاژ اولیه بر اساس خط مبنا (Reference Line) در نقشه ایزومتریک.
بِلِویل گپ (Bevel Gap)
فاصله کنترلشده بین دو لبه لوله قبل از جوشکاری.
بِلِویل الاینمنت (Bevel Alignment)
همراستاسازی دقیق لبههای پخخورده لوله قبل از جوشکاری.
بَک تِیپینگ (Back Taping)
محافظت موقت پشت درز جوش برای جلوگیری از آلودگی در زمان جوشکاری چندمرحلهای.
بَک گروو (Back Groove)
شیار ایجادشده در پشت اتصال برای انجام جوشکاری نفوذی کامل.
بَک فیوژن کنترل (Back Fusion Control)
کنترل نفوذ جوش در ریشه اتصال در فرآیندهای حساس.
بِلِویل کاتینگ (Bevel Cutting)
برش انتهای لوله با زاویه مشخص برای آمادهسازی جوشکاری.
بِلِویل ماشینینگ (Bevel Machining)
ماشینکاری دقیق پخ لوله با دستگاههای CNC یا دستی.
بَس فیتاپ استند (Base Fit-Up Stand)
پایه نگهدارنده لوله در زمان مونتاژ و جوشکاری.
بَس رولر استند (Base Roller Stand)
ساپورت غلتکی برای تنظیم موقعیت لوله در زمان فیتاپ.
بِلِویل اینسپکشن (Bevel Inspection)
بازرسی نهایی کیفیت پخ از نظر زاویه، صافی و ابعاد.
بَک گپ کنترل (Back Gap Control)
کنترل فاصله ریشه اتصال برای جلوگیری از نقص جوش.
بِلِویل چک پوینت (Bevel Check Point)
نقطه کنترل کیفیت پخ در فرآیند QC.
بَچ مارک فیتاپ (Batch Mark Fit-Up)
ردیابی و علامتگذاری قطعات در مرحله مونتاژ بر اساس شماره تولید.
بِلِویل روت پاس (Bevel Root Pass Preparation)
آمادهسازی نهایی قبل از اجرای پاس ریشه جوش.
بَک ولد فیکسچر (Back Weld Fixture)
تجهیز نگهدارنده برای تثبیت قطعات هنگام جوشکاری پشتدرز.
بَک ساپورت گاز (Back Support Gas System)
سیستم تأمین گاز محافظ برای پشت جوش در خطوط حساس.
بِلِویل تِرِسینگ (Bevel Tracing)
علامتگذاری دقیق لبههای پخ برای کنترل مونتاژ.
بَس لاین مارکینگ (Baseline Marking)
نشانهگذاری خط مبنا برای تراز کردن اسپولها.
بَک کلمپ (Back Clamp)
گیره نگهدارنده پشت اتصال در زمان فیتاپ.
بِلِویل فیکس (Bevel Fixing)
فیکسکردن نهایی لبههای پخ قبل از جوشکاری.